شمس الدين حافظ
451
سفينه حافظ ( فارسى )
بعد از اين نشگفت اگر با نكهت خلق خوشت * خيزد از صحراى ايذج « 1 » نافهء مشك ختن گوشهگيران انتظار جلوه خوش مىكشند * برشكن طرف كلاه و برقع « 2 » از رخ برفكن اى صبا بر ساقى بزم اتابك عرضه دار * تا از آن جام زرافشان جرعهاى بخشد به من مشورت با عقل كردم گفت حافظ مى بنوش * ساقيا مى ده بقول مستشار مؤتمن « 3 » [ 1 ]
--> ( 1 ) ايذج يا ايذه دشتى است در ممسنى كهكيلويه ، در 196 كيلومترى شمال شرقى اهواز كه دشت مصفا و گل دارى است و به مالمير نيز معروف است ( 2 ) برقع بمعنى نقاب ، چهره پوش و روبند زنان . شكستن كلاه هم يعنى كج كردن و كج گذاردن كلاه ( 3 ) مستشار مؤتمن يعنى طرف اعتماد . [ 1 ] پاورقى غزل 23 - اين غزل را حافظ در مدح يكى از اتابكان لر كه در كهكيلويه و ايذج حكومت داشته سروده ، و بعضى گفتهاند كه در مدح شاه منصور است ، و در هر صورت با اتابك پير احمد بن پشنگ يكى از اتابكان بزرگ لر بيشتر چسبندگى دارد . حافظ شيرين سخن : ممدوح ، شخص اتابك پشنگ بن سلغر شاه بن اتابك احمد ( 757 تا 792 ) بوده است .